تبليغاتX
 لینــک ســــازاضافه کردن لینک
یوسف پیامبر_ازکنعان تا مصر


یوسف پیامبر_ازکنعان تا مصر

معنی آیات_تفسیر


 چشم اندازی ازقم ازفرازکوه خضر



 مسجدخضر



ستونهای مسجد خضر


کوه نیایش یا کوه دو برادر

کوه نیایش معروف به کوه دو برادران از جمله کوههائی است که اگرچه در لیست کوههای مهم دنیا قرار ندارد، اما ضلع جنوبی آن یکی از بلندترین پرتگاههای دنیاست.

این کوه در ضلع جنوب شرقی شهر مقدس قم و سمت قبله قرار دارد، و در واقع نزدیکترین کوه به مسجد مقدس جمکران است که چشم انداز زیبائی در برابر دیدگان مشتاقان  مسجد حضرت مهدی(عج) ایجاد کرده است.


منظره ی زیبای کوههای سمت راست جاده اولین چشم اندازی است که پس از مسجد در دید هر عابری خودنمائی می کند. پدیده ای طبیعی، پرشکوه با قامتی برافراشته...
غروب بود. وجود نور نارنجی خورشید در پس زمینه موجب شده بود تا خط الراس کوهها در پیش زمینه، کاملا" در تاریکی قرار گرفته و به شکل واحد دیده شود... عظمت و شکوه حیرت آوری تمام وجودم را تسخیر کرده بود. لحظاتی خیره شدم.همه چیز به قاعده است... تناسب اعضائ صورت از پیشانی، پلک، کشیدگی بینی، لبها و مابقی اجزا ی صورت همه به زیبائی ترسیم شده است.


چهره ی زیبای انسانی که در حالتی عارفانه وبا آرامشی خاص روی یه آسمان  کرده، تندیس شگفتی که طبیعت بر کوهی در سمت قبله ی جمکران پرداخته است، و تصویرپرشکوهی که تنها درهنگامه ی غروب  آن هم فقط در نقطه ای که مسجد بنا شده اینچنین واضح قابل مشاهده است...

 

"انا سَخَرنا الجبال مَعه یُسبِحنَ بالعَشی وَ الِاشراق"

"ما کوهها را مسخر کردیم تا شامگاهان و بامدادان با او خداوند را نیایش کنند."










این عکس کوه دوبرادر یا نیایشه
این تصویر فقط وفقط از مسجد جمکران به این شکل دیده میشه
پایین کوه خضره


استاد محمد علی مجاهدی حکایت کرده اند:
زمانیکه اقای مجتهدی به قم آمده بودند انس عجیبی به کوه خضر ومسجدجمکران داشتندتااینکه دریکی ازسالها تصمیم گرفتند یک اربعین،ده روزقبل ازماه مبارک رمضان تاآخرماه،درکوه خضر بیتوته کنند.
درآن ایام دوستان آقاکمترتوفیق زیارت ایشان راپیدامی کردند مگرافرادنادری چون مرحوم حاج میرزاتقی زرگری که ازاوتادوابدال بسیارموردمحبت آقای مجتهدی بودند.
مرحوم حاج میرزا تقی می گفتند:یک روز چند نان مخصوص(کسمه)برای آقای مجتهدی تهیه کرده وقبل از افطار به طرف کوه خضر به راه افتادم.دران موقع جاده ی قدیم کوه به صورت خاکریزومارپیچ بودوبالارفتن ازبسیارصعبودشوار،مخصوصا برای افراد مسنی چون من.بعدازاینکه مقدارکمی ازراه را طی کردم پاهایم توان خودراازدست داده واصلا نمی توانستم قدمی بردارم کمی بررویزمین نشستم آنگاه تصمیم گرفتم برگردم،چون راه باقی مانده تامحل بیتوته ی اقای مجتهدی خیلی بیشتر ازراهی بود که طی کرده بودم.
دراین فکر بودم که ناگهان شنیدم اقای مجتهدی باصدای بلند فریادمی زنند:
آقا میرزا تقی!یاعلی بگو،یک یاعلی بگو بیابالا!
باکمال تعجب به اطراف خود نگاه کردم ولی کسی راندیده ومشکوک شدم!!دراین موقع مجددا صدای اقا به گوشم رسید که فریاد می زدند آقامیرزاتقی!ازمولامدد بگیر،یک یاعلی!بگووبالابیا.

فاصله ی من با ایشان خیلی زیاد بودولی مرا باطنا دیده بودند وصدا می زدند.به هرحال بنا بر فرمایش ایشان یک یاعلی گقتم که برخیزم،یک مرتبه متوجه شدمگویادونفرزیربغلهایم راگرفته اند وجندلحظه بیشترطول نکشیدکه نزد ایشان بودم..
سپس ایشان با کمی ازهمان نان مخصوص افطار کردند وباهم مشغول به صحبت شدیم،ازجمله به ایشان عرض کردم:اینکه می گویند ذرات عالم همه لا اله الاالله میگویند،دراین موقع هنوز کلامم تمام نشده بود که فرمودند:آقاجان میگویند خیر همین الان مشغول به گفتن هستند بشنوید اقا میرزا!هنگامی که به ازراف نگاه کردم،کوه وسنگ وزمین وآسمان ودشت ودمن همه را یکپارچه درذکرلااله الاالله دیدم که باشنیدن ان طاقت نیاوردم وبیهوش گشتم.


 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مرامنامه

قبلا این مطلب رو در تاپیک مسافرزمان انجمنهای اتفاق نو گذاشتم!

نوشته شده در شنبه ششم تیر 1388| ساعت 20:4| توسط میتراسلیمانی| |

آيه :   11

ترجمه : گفتند: اي پدر تو را چه شده كه ما را بر يوسف امين نمي داني در حاليكه قطعا ما خيرخواه او هستيم
.!?

پیامها:

1- كساني كه پوچ ترند، ادّعا و تبليغات بيشتري مي كنند.(انّا له لناصحون )
2- حتي به هر برادري نمي توان اطمينان كرد. (گويا يعقوب بارها از اينكه يوسف همراه برادرانش برود جلوگيري كرده است كه برادران با گفتن (مالك لا تأمنّنا) انتقاد مي كنند.)
3- فريب هر شعاري را نخوريد و از اسم هاي بي مسمّي بپرهيزيد. (خائن نام خود را ناصح مي گذارد.) (لناصحون )
4- دشمن براي برطرف كردن سوء ظن ، هرگونه اطميناني را به شما ارائه مي دهد. (انّا له لناصحون )
5- خائن ، تقصير را به عهده ي ديگران مي اندازد. (مالك )
6- از روز اوّل ، بشر به اسم خيرخواهي فريب خورده است . شيطان نيز براي اغفال آدم و حوا گفت : من خيرخواه شما هستم . (و قاسمهما اني لكما لمن الناصحين ) (33) (انّنا له لناصحون )
7- حسد، آدمي را به گناهاني همانند; دروغ گفتن و نيرنگ زدن حتي به محبوب ترين نزديكانش ، وادار مي سازد. (انّا له لناصحون )


آیه ی۱۲

  أَرْسِلْهُ مَعَنَا غَدًا يَرْتَعْ وَيَلْعَبْ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ

ترجمه : او را فردا با ما بفرست تا (در صحرا) بگردد و بازي كند و قطعا ما نگهبانان (خوبي ) براي او خواهيم بود.

نکته ها:

  انسان نيازمند تفريح و ورزش است و چنانچه در اين آيه مشاهده مي شود قويترين منطقي كه توانست حضرت يعقوب را تسليم خواسته فرزندان كند، اين بود كه يوسف نياز به تفريح دارد.
در روايات آمده است : مؤمن بايد زماني را براي تفريح و لذت اختصاص دهد تا به وسيله آن بر انجام ساير كارها موفق گردد.
. (34) نه تنها ديروز بلكه امروز و حتّي در آينده نيز به نام ورزش و بازي ، جوانان را سرگرم كرده و خواهند كرد و او را از هدف اصلي جدا و در غفلت نگه خواهند داشت . بازي ها را جدي مي گيرند تا جدّي ها بازي تلقي شود. استكبار و توطئه گران ، نه تنها از ورزش سوء استفاده مي كنند، بلكه با هر نام پسنديده و مقبول ديگري نيز، اهداف شوم خود را تعقيب مي كند. به نام ديپلمات خطرناكترين جاسوس ها را به كشورها اعزام مي كند. به نام مستشار نظامي ، توطئه گري مي كند و به اسرار نظامي دست مي يابد. به نام حقوق بشر، از مزدوران خود حمايت مي كند. به نام دارو، براي مزدوران خود اسلحه مي فرستد. به نام كارشناس اقتصادي ، كشورهاي ناتوان را ضعيف نگه مي دارد.
به نام سم پاشي ، باغها و مزارع را از بين مي برد و حتي به نام اسلام شناس ، اسلام را وارونه جلوه مي دهد.

پيامها:

1- تفريح فرزند بايد با اجازه پدر باشد. (ارسله )
2- ورزش وتفريح يكي از دامهاي شيطان و وسيله اغفال بوده وهست . (ارسله معنا غدا يرتع و يلعب )
3- برادران از وسيله اي مباح و منطقي براي فريب دادن سوء استفاده كردند. (ارسله ... يرتع و يلعب )


آيه ي ۱۳:

  قَالَ إِنِّي لَيَحْزُنُنِي أَن تَذْهَبُواْ بِهِ وَأَخَافُ أَن يَأْكُلَهُ الذِّئْبُ وَأَنتُمْ عَنْهُ غَافِلُونَ

ترجمه : (يعقوب ) گفت : همانا اينكه او را ببريد حتما مرا غمگين مي سازد و از اين مي ترسم كه گرگ او را بخورد و شما از او غافل باشيد.

پيامها:

 
1- پرده دري نكنيد. (اخاف ان ياكله الذئب ) (پدر از حسادت فرزندان آگاه بود و به همين دليل فرمود: خوابي را كه ديده اي به برادرانت بازگو مكن . ولي در اينجا سخن از حسادت آنان نمي گويد، بلكه گرگ و غفلت آنان را بهانه مي آورد).
2- تعهد و سوز داشتن نسبت به فرزند، يكي از خصلت هاي پيامبران است . (ليحزنني ... اخاف )
3- به فرزند خود، استقلال بدهيد. (عشق پدري به فرزند و دفاع از او در برابر احتمال خطر، دو اصل است ولي استقلال فرزند نيز اصل ديگري است . يعقوب ، يوسف را به همراه ساير برادران فرستاد. زيرا نوجوان بايد كم كم از پدر جدا شود، براي خود دوست انتخاب كند، فكر كند و روي پاي خود بايستد، هر چند به قيمت تحمل مشكلات و اندوه باشد.)
4- به دروغگو، تلقين نكنيد. (در روايات آمده است كه موضوع گرگ به ذهن برادران يوسف نرسيده بود و پدر با القاي اين فكر، آنان را به اين ادّعا سوق داد.)


آيه ي 14

قَالُواْ لَئِنْ أَكَلَهُ الذِّئْبُ وَنَحْنُ عُصْبَةٌ إِنَّا إِذًا لَّخَاسِرُونَ

 ترجمه : (فرزندان يعقوب ) گفتند: اگر گرگ او را بخورد، با آنكه ما گروهي قوي هستيم ، در آن صورت ما زيانكار (و بي كفايت ) خواهيم بود.

نكته ها:

 ((عصبه)) به گروه متحد و قوي مي گويند زيرا با وحدت و همبستگي همچون ((اعصاب )) يك بدن از همديگر حمايت مي كنند.

پيامها:

1- گاهي بزرگترها از روي تجربه و آگاهي احساس خطر مي كنند، امّا جوان ها به قدرت خود مغرورند و خطر را شوخي مي گيرند. (ونحن عصبه) (پدر نگران ، ولي فرزندان مغرور قدرت خود بودند)
2- اگر كسي مسئوليتي را بپذيرد و خوب انجام ندهد، سرمايه ، شخصيت ، آبرو و وجدان خود را در معرض خطر قرار داده وزيانكار خواهد بود. (لخاسرون )
3- ظاهر فريبي و ابراز احساسات دروغين ، از دسيسه هاي ديگر برادران يوسف بود. (در حضور پدر گفتند:) (انا اذا لخاسرون )


آيه ي ۱۵:

فَلَمَّا ذَهَبُواْ بِهِ وَأَجْمَعُواْ أَن يَجْعَلُوهُ فِي غَيَابَةِ الْجُبِّ وَأَوْحَيْنَآ إِلَيْهِ لَتُنَبِّئَنَّهُم بِأَمْرِهِمْ هَـذَا وَهُمْ لاَ يَشْعُرُونَ

ترجمه : پس چون او را با خود بردند وهمگي تصميم گرفتند كه او را در مخفي گاه چاه قرار دهند (تصميم خود را عملي كردند) وما به او (در همان چاه ) وحي كرديم كه در آينده آنها را از اين كارشان خبر خواهي داد در حالي كه آنها (تو را) نشناسند.

پيامها:

1- بهترين وسيله ي آرامش براي يوسف در دل چاه ، الهام خدا نسبت به آينده روشن و نجات است . (اوحينا اليه )
2- اتفاق نظر و اجتماع مخالفان ، همه جا كارساز و نشانه ي حقانيت نيست ، بلكه قانون خداوند نشانه ي حق است . (اجمعوا... اوحينا اليه )
3- امداد الهي ، در لحظه هاي حساس به سراغ اولياي خدا مي آيد.(في غيابت الجب ّ و اوحينا اليه )
4- يوسف در نوجواني ، شايستگي دريافت وحي الهي را دارا بود.(اوحينا اليه )
5- ميان طرح و نقشه تا عمل ، فاصله است . (طرح برادران ; پرتاب در چاه بود، (القوه ) ولي در عمل ، قرار دادن در چاه شد. (يجعلوه ))


آيه ي۱۶:

وَجَاؤُواْ أَبَاهُمْ عِشَاء يَبْكُونَ

ترجمه : و (بعد از انجام نقشه خود) شب هنگام گريه كنان نزد پدرشان آمدند.

پيامها:

1- گريه ، هميشه نشانه صداقت نيست . به هر گريه اي اطمينان نكيند.(يبكون ) (36)
2- توطئه گران از نقش احساسات و زمان ، غفلت نمي كنند. (عشاء )

نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388| ساعت 13:6| توسط میتراسلیمانی| |


قالب وبلاگ : فقط بهاربيست